نشستم برکوی یار ،
همی دانم شکر دارد ...
مرا رفتن ازاین سوبه آن سو ،
چه سودی جز.دردسر دارد ...
بشین نزدکسی ای دل ،
که از گلزارخبر دارد ...
گلستان بِه اما ! ،
گلستانی رو که یارنظردارد ...
چه نغزگفته ،
مولانا زین باب ،
دلانزد کسی بنشین ،
که اوازدل خبر دارد ...
غ..ر..آ
برچسب: نویسنده: آراد کوشکی تاريخ: يکشنبه 22 خرداد 1401 ساعت: 5:50
برچسب: نویسنده: آراد کوشکی تاريخ: يکشنبه 22 خرداد 1401 ساعت: 5:50